اولها میترسیدم از مُردن! دوست نداشتم بمیرم …
یادم نمیآید اولین باری که مُردم کِی بود! فقط یادم میآید که خیلی سخت جان میکندم تا بمیرم! نمیمُردم! مرا میکشتند!
از آن روزها خیلی گذشته است و من بارها مردهام! آنقدر که فهمیدهام مُردن تنها راه ممکن است و بهترینش!
به قول مولانا: «تا نمیری، نرهی …»
