مُردار بُوَد هر آن‌که او را نکُشند

اول‌ها می‌ترسیدم از مُردن! دوست نداشتم بمیرم …

یادم نمی‌آید اولین باری که مُردم کِی بود! فقط یادم می‌آید که خیلی سخت جان می‌کندم تا بمیرم! نمی‌مُردم! مرا می‌کشتند!

از آن روزها خیلی گذشته است و من بارها مرده‌ام! آن‌قدر که فهمیده‌ام مُردن تنها راه ممکن است و بهترینش!

به قول مولانا: «تا نمیری، نرهی …»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.